Underplayed Gems

Qaroon's Love (1968)

Qaroon's Love poster
Original title
عشق قارون
Directed by
Ebrahim Bagheri
Country
Iran
Runtime
1h 35m
Rating
8.0 of 10 from 1 voters
Elsewhere
IMDb
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

A wealthy man named Mirza wants to marry Leila, but she loves a worker named Ahmad. Mirza catches a magical fish with a ring inside it, which summons a genie who gives him great riches. He renames himself Qaroon and uses his wealth to force Leila to marry him, but later it is revealed that Ahmad is his son, leading to a change of heart.

whimsicalmoralisticdramaticsentimentalfairy-tale-likedomesticromanticsuspenseful

What happens

عشق قارون فیلمی به کارگردانی ابراهیم باقری و نویسندگی کمال دانش محصول سال ۱۳۴۷ است. میرزا به لیلا دختر رمضان علاقه دارد اما دختر و خانواده اش با این وصلت مخالفند. لیلا به جوان کارگری به نام احمد علاقه‌مند است. میرزا و نوکرش رجب از رودخانه یک ماهی صید می‌کنند که در شکمش یک انگشتر افسانه ای است. آن‌ها با خواندن نوشتهٔ روی انگشتر با غولی که خود را جومبو می‌خواند مواجه می‌شود و میرزا از غول می‌خواهد که ثروت کلانی در اختیار آن‌ها بگذارد. میرزا پس از ثروتمند شدن خود را قارون می‌خواند و به خواستگاری لیلا می‌رود. این بار والدین لیلا با تقاضای او موافقت می‌کنند اما خود لیلا که مخالف است با دارویی که مادرش به او می‌خوراند، تن به ازدواج می‌دهد. شب اثر دارو برطرف می‌شود و لیلا از قارون رو برمی‌گرداند و قارون دختر را در سیاه چال خانه‌اش حبس می‌کند. احمد به معاونت کارخانه ارتقا می‌یابد و قارون با او بنای رقابت می‌گذارد. وقتی احمد تصمیم دارد با قارون درگیر شود مادر احمد فاش می‌کند که قارون پدر او است و قارون که با هشدارهای نوکرش رجب متنبه شده زندگی شرافت‌مندانه‌ای را آغاز می‌کند. قارون توسط احمد و مادرش بخشیده شده و انگشتر و غول را به احمد هدیه می‌دهد. احمد انگشتر را به خود غول می‌بخشد و غول تمام دارایی که برای قارون آورده‌است را برایشان می‌گذارد و خود ناپدید می‌شود. نهایتاً احمدبا لیلا ازدواج می‌کند. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.