Underplayed Gems

Ezterab (1976)

Ezterab poster
Original title
اضطراب
Directed by
Samuel Khachikian
Genre
crime film
Country
Iran
Runtime
1h 42m
Elsewhere
IMDb
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

A man named Shahmir is falsely accused of embezzlement by his company. He kills the actual embezzler and goes to prison for four years. After he is released, a woman named Shahla hires him to kidnap a teenage girl named Laila for ransom, but the plan goes wrong.

tensesuspensefulgrittynoir-likeconvolutedgrimurbanmorally ambiguous

What happens

اضطراب فیلمی به کارگردانی ساموئل خاچیکیان و نویسندگی امیر قویدل محصول سال ۱۳۵۴ است. شهمیر حسابدار شرکتی است که به دروغ متهم به اختلاس می‌شود، و قبل از دست‌گیری رئیس حسابداری را، که مجرم اصلی است، به قتل می‌رساند و به زندان می‌افتد. او پس از چهار سال از زندان مرخص می‌شود، در حالی که سیامک، برادر همسرش را که افسر پلیس است، در دستگیری خود مقصر می‌داند. شهمیر فرزندش را به باغ وحش می‌برد و در آنجا زنی به نام شهلا با او تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد که در ازای دویست و پنجاه هزار تومان دخترخوانده اش لیلا را گروگان بگیرد و از پدر او پدرام یک میلیون تومان مطالبه کند. شهمیر، که مکالمه اش را با شهلا بر نوار صدا ضبط کرده، دست به کار می‌شود و لیلا را که در طراحی این نقشه مشارکت دارد به خانه ای قدیمی می‌برد. موقعی که پدرام و منصور، نامزد لیلا، از غیبت طولانی او دلواپس شده‌اند شهمیر با پدرام تماس می‌گیرد و یک میلیون تومان مطالبه می‌کند. پدرام ازدوستش حسام کمک مالی می‌خواهد و حسام موضوع را با سیامک در میان می‌گذارد. شهمیر کیف پول را از پدرام تحویل می‌گیرد و به مخفی گاه لیلا می‌رود؛ اما با جسد او روبرو می‌شود. در لحظه ای که شهمیر از کیف پول غافل می‌ماند قاتل لیلا کیف را با کیف دیگری عوض می‌کند و جسد لیلا را در صندوق عقب اتومبیل شهمیر می‌گذارد و می‌گریزد. شب هنگام همسرش سیما جسد را در اتومبیل شهمیر می‌بیند. او به شهمیر کمک می‌کند تا جسد را در خارج از شهر رها کند. شهمیر شهلا را با نوار صدایی که از او دارد تهدید می‌کند و به دستور شهلا فرزند شهمیر ربوده می‌شود. او حاضر می‌شود نوار صدا را در ازای آزادی فرزندش به شهلا بدهد؛ اما در وعده گاه با منصور و جسد شهلا مواجه می‌شود. منصور شهمیر را با گلوله زخمی می‌کند و شهمیر او را از پا درمی‌آورد و سرانجام با حضور سیامک و مأموران پلیس غائله ختم می‌شود. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.