Underplayed Gems

سالهای بیقراری (1994)

سالهای بیقراری poster
Directed by
Massoud Navvabi
Country
Iran
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

In 1988, Azam passes her university entrance exam and goes to medical school. Her fiance Jahan fails the exam and travels to Japan for work. Five years later he returns and Azam helps him find a job at a factory. He is lured by easier money and gets involved with a shady partner, leading to trouble with the police and the black market. His choices strain their relationship and cause Azam public shame and disappointment.

melancholictensegroundedfrustratingslow-burnrealisticsadserious

What happens

سال‌های بی‌قراری فیلمی اجتماعی به کارگردانی مسعود نوابی محصول سال ۱۳۷۳ است.سال‌های بی‌قراری در وبگاه ایران‌آکتور سال ۱۳۶۷، اعظم در کنکور دانشگاه قبول می‌شود و به دانشکده پزشکی می‌رود. اما نامزدش جهان، پشت کنکور می‌ماند و برای کسب درآمد به ژاپن سفر می‌کند. پنج سال بعد، جهان از ژاپن برمی گردد و سراغ اعظم می‌رود که در بیمارستان مشغول کار است. اعظم به کمک دوستش کاری در یک کارخانه برای جهان فراهم می‌کند، اما جهان که به درآمد بیشتر و کار ساده‌تر می‌اندیشد، همراه پدرش به بندرعباس می‌رود تا برای عنایت - دوست پدرش - لباس بخرد. اما یک بومی در ازای تحویل جنس، پول آنها را می‌گیرد و ناپدید می‌شود. روز بعد، با کمک جوانی که از تهران برای خرید جنس آمده، جهان به پولش می‌رسد. مرد جوان که مقداری از پول را قبل از برگرداندن به جهان ربوده، به او پیشنهاد شراکت می‌دهد. پدر به خانه برمی‌گردد و جهان و شریکش به جزیره قشم می‌روند و با دستی پر به تهران برمی‌گردند. در سفر بعد، گشتی‌های پلیس سرمی‌رسند و سرمایه جهان از دست می‌رود. اما جهان باز هم برای کسب درآمد سهل‌الوصول با شریکش همراه می‌شود و این بار به بازار سیاه دارو روی می‌آورد. خبر دستگیری جهان از تلویزیون پخش می‌شود و اعظم جلوی همکارانش سرخورده و شرمنده می‌شود. به ضمانت اعظم و پدر جهان، او از زندان رهایی می‌یابد، اما اعظم دیگر حاضر به زندگی مشترک با جهان نیست. پس از جدایی اعظم، پدر جهان نیز سکته می‌کند و می‌میرد. جهان، ناامید از همه جا، به کارخانه‌ای که اعظم و دوستش در ابتدا معرفی کرده بودند می‌رود و پس از گذراندن دوره‌ای، به عنوان متخصص برق مشغول به کار می‌شود. روزی، جهان به اصرار مهندسی که او را به کار مشغول کرده، به چراغانی یک مجلس عروسی گمارده می‌شود. اما با دیدن چهره عروس که نامزد سابقش اعظم است، شکست‌خورده بر جای می‌ماند. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.