Underplayed Gems

Birth of a Butterfly (1997)

Birth of a Butterfly poster
Original title
Tavalod-e yek parvaneh
Directed by
Mojtaba Raie
Genre
Drama
Country
Iran
Runtime
1h 50m
Rated
15+
Rating
9.0 of 10 from 1 voters
Elsewhere
IMDb
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

A young teacher with a saintly presence arrives in a lush village to educate children. The villagers start to see him as a miracle worker after a few coincidental events, but when heavy rain threatens floods and they ask him to pray, he refuses and insists they build barriers. This leads to rejection from the community, until a child begs him to visit a dying father.

poeticsubduedcontemplativefolkloricgently dramaticspiritualearthyslice-of-life

What happens

تولد یک پروانه فیلمی عرفانی دینی به کارگردانی مجتبی راعی و نویسندگی سعید شاپوری محصول ۱۳۷۶ است. آقا معلم جوانی که چهره عرفانی ای دارد برای آموزش کودکان به روستای سرسبزی وارد می‌شود. یک روز که در روستا گردش می‌کرد با گریه یک پیرمرد روستایی مواجه می‌شود و علت گریه او را می‌پرسد. پیر مرد می‌گوید: پسرم مدت هاست که به شهر رفته و برنگشته. معلم به او دلداری می‌دهد و می‌گوید گریه نکن ان شاءالله بر می‌گردد. فردای آن روز پسر او بر می‌گردد. با تکرار قضیه دیگری شبیه به این آرام آرام مردم روستا به او اعتقاد پیدا می‌کنند. روزی که باران شدیدی می‌آید مردم ده به درب خانه او می‌روند و از او می‌خواهند که دعا کند تا سیل نیاید. او خجالت می‌کشد و می‌گوید من کسی نیستم که دعا کنم. باید سیل‌بند ببندید ولی مردم اصرار می‌کنند ولی او شرم می‌کند و می‌گوید من کسی نیستم که دعا کنم و شما باید از خدا بخواهید. مردم ده بسیار ناراحت می‌شوند و از فردا همه از او رو برمی‌گردانند و بچه‌های خود را از رفتن به مدرسه بازمی‌دارند. در همین حین کودکی با دستپاچگی به نزد معلم می‌آید و می‌گوید پدرم دارد می‌میرد و او گفته که آقا معلم را به بالین من بیاورید اما معلم می‌گوید که من دکتر نیستم و شما باید دکتر خبر کنید ولی با اصرارهای زیاد کودک، معلم به همراه او حرکت می‌کند. شروع به دویدن می‌کنند و به رودخانه ای می‌رسند که سیل پل آن را خراب کرده. کودک از روی آب می‌دود و بر روی آب راه می‌رود. معلم از دیدن این صحنه شگفت زده می‌شود. کودک او را صدا می‌زند و می‌گوید :آقا معلم بیا. معلم گریه می‌کند. پروانه ای به سمت معلم می‌آید و بر روی لباس او می‌نشیند. مدتی قبل وقتی همین کودک به کلاس قرآن دیر رسیده بود معلم به او گفته بود چرا دیر آمدی و کودک گفته بود که پل رودخانه شکسته و من باید مسافت زیادی را راه بروم تا به مدرسه برسم. معلم به شوخی به او گفته بود خوب از روی آب راه بیا و عبور کن. کودک که از روی تصور معصومانه خود، این سخن معلم را جدی گرفته بود، هر بار پس از رسیدن به رودخانه از روی آب حرکت می‌کرد و بدون این که در آب فرو برود می‌گذشت . . . (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.