Underplayed Gems

The Artery (1997)

The Artery poster
Original title
شاهرگ
Directed by
Ali Ghaffari
Genre
drama, crime
Country
Iran
Runtime
1h 26m
Elsewhere
IMDb
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

Before the Iranian revolution, drug smugglers were arrested but their hidden stash was buried instead of burned. The map to it was split into four parts held by different regime officials. After the revolution, a general who fled the country returns to find the missing pieces and retrieve the drugs, bringing along an international arms dealer. He hires a young man named Mansour to help locate the last map holder, an antique dealer. Mansour finds the dealer dead and unknowingly takes a doll containing the map home to his daughter.

action-packedsuspensefulfast-paceddarknoirishtensegrimconspiratorial

What happens

شاهرگ فیلمی حادثه ای به کارگردانی علی غفاری و نویسندگی عباس جاهدجم ساختهٔ سال ۱۳۷۶ است. در سال‌های پیش از انقلاب، تعدادی از قاچاقچیان دستگیر می‌شوند و مواد مخدر به دست آمده به جای سوزانده شدن در زیر خاک جاسازی می‌شود. نقشه محل دفن مواد مخدر در چهار قسمت بین تیمسار عضدی و سه تن دیگر از دست‌اندرکاران رژیم تقسیم می‌شود، تا هیچ‌یک از آن‌ها به تنهایی نتواند به مواد مخدر دسترسی پیدا کند. تیمسار عضدی که پس از انقلاب از کشور گریخته، برای یافتن سه تکه کامل کننده نقشه وارد کشور می‌شود و یک قاچاقچی بین‌المللی اسلحه را نیز با خود می‌آورد تا در ازای تحویل مواد مخدر از او اسلحه بگیرد. به دستور تیمسار، دستیارش گرگین دو نفراز صاحبان نقشه را می‌کشد. برای یافتن صاحب تکه آخر نقشه که یک عتیقه فروش است منصور جوان بی‌کاری که از طریق یک معتاد به باند تیمسار عضدی معرفی شده، استخدام می‌شود. منصور قبلاً شاگرد مرد عتیقه فروش بوده و به اتهام سرقت از صندوق مغازه به زندان رفته، اما با وساطت سرگرد فرزین آزاد شده تا از این پس زندگی آرامی را در پیش گیرد. او به مغازه عتیقه فروش می‌رود؛ ولی نه تنها نقشه را نمی‌یابد، بلکه با جسد عتیقه فروش نیز رو به رو می‌شود. او عروسکی را که حاوی نقشه است، ندانسته برمی‌دارد و برای دختر خردسالش به خانه می‌برد. سرگرد فرزین که به خانه منصور آمده، نقشه را داخل عروسک پیدا می‌کند. اما از آن جا که افراد تیمسار عضدی همسر و فرزند منصور را گروگان گرفته‌اند، کاری از او برنمی آید. منصور به خانه تیمسار عضدی می‌رود و خودش هم در آن جا گرفتار می‌شود. به دستور سرگرد فرزین ـ که می‌خواهد تا پیدا کردن مواد مخدر صبر کند و برای دستگیری قاچاقیان اقدامی نکند ـ منصور تکه کامل کننده نقشه را به تیمسار عضدی می‌دهد و برای جلب اعتماد او، با فشنگ مشقی به سرگرد فرزین شلیک می‌کند. تیمسار با افرادش به همراه منصور برای بیرون آوردن مواد مخدر و مبادله آن با اسلحه به محل اختفای مواد مخدر می‌روند. در حین مبادله، گرگین که از خیانت منصور آگاه شده، ابتدا تیمسار عضدی را مجروح می‌کند؛ اما هنگام شلیک به منصور توسط سرگرد فرزین هدف قرار می‌گیرد. دیگر افراد نیروی انتظامی نیز سر می‌رسند و ماجرا با دستگیری قاچاقچیان به پایان می‌رسد. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.