Underplayed Gems

Cloud and the Rising Sun (1998)

Cloud and the Rising Sun poster
Original title
Abr-O Aftaab
Directed by
Mahmoud Kalari
Genre
drama film
Country
Iran
Runtime
1h 30m
Rating
9.0 of 10 from 1 voters
Elsewhere
IMDb
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

A film crew waits for sunshine to shoot a death scene involving an old man and an angel descending from a tree. When the old man learns his wife is ill, he leaves for Tehran and the crew follows him to finish the scene elsewhere. Under a different tree the old man breaks down and speaks of his wife instead of his lines.

quietpoignantslowcontemplativebittersweetintimaterealisticmelancholic

What happens

ابر و آفتاب فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمود کلاری محصول سال ۱۳۷۵ است. در نمای آخر فیلمی که در یکی از روستاهای شمال کشور فیلمبرداری می‌شود، قرار است مرگ پیرمردی که شخصیت اول فیلم است، همراه با پایین آمدن یک فرشته از بالای درخت فیلمبرداری شود. برخلاف دیگر فصل‌های فیلم که در هوایی ابری فیلمبرداری شده‌اند، این صحنه باید در هوایی آفتابی گرفته شود. گروه آماده فیلمبرداری است، اما آسمان تا چند روز صاف نمی‌شود. در حالی که همه افراد گروه منتظر کنار رفتن ابرها هستند تا آخرین صحنه هم تمام شود، از تهران برای پیرمرد پیغام می‌رسد که همسرش بیمار شده و حالش وخیم است. پیرمرد که نمی‌تواند منتظر آفتاب و فیلمبرداری نمای آخر بماند، به تنهایی راهی تهران می‌شود. به پیشنهاد دستیار کارگردان، گروه تولید نیز پس از بریدن درخت و بستن آن روی سینه موبیل، به دنبال پیرمرد که سوار یک اتومبیل کرایه شده به راه می‌افتد. سرانجام پیرمرد با اصرار دستیار کارگردان و پسر جوانی که بازیگر نقش فرشته است و علاقه خاصی به پیرمرد دارد، متقاعد می‌شود تا در میان راه صحنه آخر را ی کند. چون از درخت قبلی طی راه چیزی جز چند شاخه باقی نمانده، نمای پایان زیر درخت دیگری فیلمبرداری می‌شود. با تلاش گروه سرانجام صحنه آماده فیلمبرداری می‌شود؛ ولی در موقع فیلمبرداری، پیرمرد به جای گفتن دیالوگش با سوز و گداز از همسرش می‌گوید و تلخ می‌گرید. در همین بین توفان غریبی درمی‌گیرد که ادامه کار را با برداشت‌های دیگر ناممکن می‌سازد. پیرمرد مجدداً گروه را رها می‌کند و خود به سوی تهران به راه می‌افتد. اعضای گروه فکر می‌کنند همین نما می‌تواند پایان خوبی برای فیلم باشد. در نهایت پیرمرد خود را به بیمارستان می‌رساند و به ملاقات همسرش می‌رود. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.