Underplayed Gems

The Friends (1999)

The Friends poster
Directed by
Ali Shah Hatami
Genre
drama film, romance film
Country
Iran
Runtime
1h 30m
Elsewhere
IMDb
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

A man named Siamak is released from prison after several years. He reconnects with his sister and tries to recover a necklace that was taken from her. He also helps his former cellmate get his money back from a con artist.

somberreflectiveslow-pacedmelancholicearnestgroundedhopefulbittersweet

What happens

دوستان فیلمی به کارگردانی و نویسندگی علی شاه‌حاتمی و تهیه‌کنندگی عبدالله علیخانی و حسین فرح‌بخش محصول سال ۱۳۷۸ است.بانک جامع اطلاعات سینمای ایرانسایت ایران‌آکت فیلم داستان زندگی سیامک را روایت می‌کند؛ مردی که پس از چند سال زندان، آزاد می‌شود و با حوادث تازه‌ای روبه‌رو می‌گردد. سیامک، معروف به سیا، که به اتهام اختلاس و در پی توطئهٔ آقای کبیری چند سال را در زندان گذرانده است، پس از آزادی با استقبال خواهرش بلور روبه‌رو می‌شود. بلور همراه دختر خردسالش، مریم، زندگی می‌کند. او به سیامک می‌گوید که پس از زندانی شدن او، همسرش اسکندر او را آزار داده و سرانجام از او جدا شده است. بلور همچنین می‌گوید اسکندر گردنبندی را که سیامک به او داده بود، برداشته است. سیامک به خواهرش قول می‌دهد گردنبند را پس بگیرد و در آغاز، بلور و دخترش را در مهمانسرایی اسکان می‌دهد. حسن سیاه، دوست سیامک، سوئیچ موتورسیکلت خود را در اختیار او می‌گذارد. سیامک همچنین با بهروز، دوست هم‌سلولی سابق خود که به‌تازگی آزاد شده است، دیدار می‌کند. بهروز به او می‌گوید که دارایی‌اش به دست مردی فریبکار از بین رفته است. سیامک و بهروز موفق می‌شوند پول را از آن مرد پس بگیرند. بهروز پس از مدتی به بلور علاقه‌مند می‌شود و آن دو در دفتر ازدواج عقد می‌کنند. سیامک در نمایشگاه نقاشی یک هتل با سارا، نقاش تابلوها، آشنا می‌شود و میان آن دو رابطه‌ای عاطفی شکل می‌گیرد. با این حال، آقای جواهری، پدر سارا، با این رابطه مخالف است و به سیامک هشدار می‌دهد که دیگر به سراغ دخترش نرود. سیامک برای گرفتن حق خود نزد آقای کبیری می‌رود. کبیری به او وعده می‌دهد که روز بعد حقش را بازگرداند، اما در موعد مقرر با چند ضربه چاقو سیامک را مجروح می‌کند. سیامک با وجود جراحات خود را به ایستگاه قطار می‌رساند؛ جایی که قرار بود همراه بلور، مریم و بهروز به خرمشهر برود. سارا نیز به ایستگاه می‌رسد، اما سیامک بر اثر شدت جراحات در همان‌جا جان می‌سپارد. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.