Underplayed Gems

تارا و تب توت فرنگی (2003)

تارا و تب توت فرنگی poster
Directed by
Saeed Soheili
Country
Iran
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

After a party at her home turns violent, a writer is wounded and her husband is killed. The police investigate the guests named in her autobiographical book. Her friend reads the book and recalls shared memories, including a forced marriage and a kidnapping.

mysterioussuspensefulnostalgicmelancholicinvestigativelayeredintrospectiveemotional

What happens

تارا و تب توت فرنگی فیلمی معمایی به کارگردانی سعید سهیلی و نویسندگی سعید سهیلی، مجید مولایی محصول سال ۱۳۸۲ است. تارا به اصرار همسر رزمنده اش فرهاد، به مناسبت انتشار اولین کتابش «تب توت فرنگی» از همه کسانی که نامشان در این کتاب برگرفته از خاطرات واقعی تارا آمده، دعوت می‌کند تا با هم جشن بگیرند. همان شب در جریان جشن، پس از ورود ناشناسی به خانه آنها صدای شلیک می‌آید، فرهاد کشته و تارا نیز به شدت زخمی می‌شود. پلیس بهترین سرنخ را همان کتاب تارا می‌داند و از همه کسانی که نامشان در کتاب آمده تحقیق می‌کند. سیمین، ترانه دوست صمیمی تارا را پیدا می‌کند و پیشنهاد می‌کند تا کتاب را بخواند. تارا کتاب را تقدیم به دوستش روژین کرده‌است. ترانه با خواندن کتاب گذشته را به خاطر می‌آورد. این که آنها ـ تارا و روژین و او ـ دوستان صمیمی همدیگرند، اما روژین که مجبور است تن به ازدواجی ناخواسته بدهد درست در روز ازدواجش توسط عوامل پسرخاله اش جلال دزدیده می‌شود. از آن سو ترانه، تورج برادرش را به یاد می‌آورد که خواستگار سمج تارا است، اما تارا به فرهاد، رزمنده ای که دوست برادر شهیدش محمود است، علاقه دارد. در زمان حال و در مراسم تدفین فرهاد، امیر شوهر ترانه به دیدن او می‌آید و معلوم می‌شود آنها با داشتن یک دختر پنج ساله به نام غزاله، متارکه کرده‌اند و امیر اصرار دارد که آنها دوباره با هم زندگی کنند. از سوی دیگر پلیس به تورج مشکوک است، زیرا سال‌ها قبل تارا به خواستگاری تورج جواب منفی داده، اما خودش به خواستگاری فرهاد رفته و نهایتاً با او ازدواج کرده‌است. نسرین گذشته را به خاطر می‌آورد که تورج چگونه در یکی از روزها به مقر زنان رزمنده آمده تا از تارا انتقام بگیرد، اما نهایتاً دست به خودزنی می‌زند و باز در زمان حال وقتی ترانه و سیمین به محل کار تورج می‌روند متوجه می‌شوند که او توسط پلیس دستگیر شده‌است. همکارش می‌گوید حیف که تورج در زمان جنگ و در اسارت توانایی حرف زدنش را از دست داده و گرنه تعریف می‌کرد که او سردار را نکشته‌است. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.