Underplayed Gems

The Sergeant Major and The Cop

The Sergeant Major and The Cop poster
Directed by
Nezam Fatemi
Genre
drama film
Country
Iran
Elsewhere
IMDb
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

A police sergeant and a cop go undercover as Arab sheikhs to rescue a group of kidnapped young women who were lured away and sold to Arab sheikhs. The sergeant's niece is among the victims, and the two officers plan a sting operation at a hotel in southern Iran to catch the criminals.

tensegrittydramaticsuspensefulaction-orientedseriousresolute

What happens

استوار و پاسبان فیلمی به کارگردانی نظام فاطمی و نویسندگی سعید مطلبی محصول سال ۱۳۵۱ است. گروهی تبهکار با تطمیع دخترهای جوان، آنها را می‌ربایند و به جنوب می‌برند تا به شیوخ عرب بفروشند. از سویی دیگر مریم (بهارک)، برادرزادهٔ استوار ایزدی (عبدالعلی همایون) که تحت سرپرستی او قرار دارد، مورد توجه سرپاسبان (سیدحسین حسینی) و احمد (مرتضی عقیلی) آرایشگر محله قرار گرفته‌است، این دو نفر برای بدست آوردن نظر مریم تلاش می‌کنند. مریم با دیدن عکس یکی از دختران گمشده در روزنامه به دوست پسرش می‌گوید که او را می‌شناسد و می‌داند به کجا رفته‌است. مریم وقتی به محل مورد نظر می‌رسد توسط تبهکاران اسیر می‌شود و او را به همراه دیگر دختران به جنوب کشور می‌برند. افراد رده بالای مسئولی که پرونده این آدم‌ربایی را دنبال می‌کنند تصمیم می‌گیرند مسئولیت پرونده را به استوار ایزدی محول کنند. استوار ایزدی و سرپاسبان نقشه ای طراحی می‌کنند تا برای به دام انداختن آدم ربایان، در نقش شیوخ عرب وارد معامله با گروه تبهکار گردند. به همین علت خود را به صورت شیوخ عرب درآورده و با رفیق مریم به هتلی در جنوب کشور می‌روند، از طرفی احمد هم که متوجه ماجرا شده‌است خود را به صورت شیوخ عرب درآورده و با ترفندی در جنوب کشور به آنها ملحق می‌شود. گروه تبهکار متوجه ورود چند شیخ عربی (استوار و سرپاسبان و احمد) به هتلی در شهر می‌شود و تصمیم می‌گیرد با آنها وارد معامله شود ولی در هنگام معامله متوجه می‌شوند که شیخ عرب همان استوار ایزدی است، به همین علت بین آنها درگیری رخ می‌دهد و در انتهای ماجرای درگیری، مریم از دست آدم‌رباها نجات پیدا می‌کند ولی رفیق مریم کشته می‌شود. رفیق مریم لحظاتی قبل از کشته شدن نکته ای را به استوار ایزدی می‌گوید که استوار ایزدی و سرپاسبان با پی‌گیری آن به ساختمان مرکزی آدم‌رباها دست پیدا می‌کنند و با عملیاتی آنها را دستگیر کرده و دخترانی را که در نظر داشتند از طریق جاسازی درون مجسمه‌های بزرگ تو خالی به کشورهای عربی بفرستند آزاد می‌کنند. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.