Underplayed Gems

عینک دودی (1999)

عینک دودی poster
Directed by
Mohammad Hossein Latifi
Country
Iran
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

A wealthy writer named Mina wants a divorce from her husband Sina. In the notary office she meets a young woman forced into an arranged marriage and helps her escape. The two women are chased by the young woman's father and her fiancé who have taken Sina hostage.

comediclightheartedfast-pacedquirkysocially awareplayfulmelodramatic

What happens

عینک دودی فیلمی کمدی و پرفروش به کارگردانی محمدحسین لطیفی و نویسندگی اصغر عبداللهی محصول سال ۱۳۷۸ است.عینک دودی در وبگاه ایران‌آکتور مینا و سینا زوج مرفهی هستند که اکنون تصمیم به جدایی گرفته‌اند. مینا که نویسنده است و اخیراً مقاله ای دربارهٔ حقوق زنان نوشته‌است، به دوستانش می‌گوید که به زودی به آزادی دست پیدا خواهد کرد. مادر مینا و برخی از دوستانش با جدایی او از شوهرش مخالف هستند اما به رغم همه پندها و اندرزها، او و شوهرش راهی محضر می‌شوند. در محضر، مینا با دختر جوانی که هم نام اوست آشنا می‌شود که نمی‌خواهد با مرد جوانی به نام ناصر که پدرش برای او انتخاب کرده ازدواج کند. دختر جوان در دستشویی محضر تصمیم می‌گیرد با تیغ خود را بکشد اما مینا سرمی رسد و از پلکان اضطراری ساختمان او را فراری می‌دهد. از طرفی، ناصر و پدر دختر در حالی که سینا را گروگان گرفته‌اند با اتومبیل به تعقیب آنها می‌پردازند. مینا از طریق تلفن همراهش با دوستش میترا مهدوی که وکیل است تماس می‌گیرد و از او کمک می‌خواهد و زمانی که می‌خواهد به دفتر وکالت میترا برود درمی یابد که شوهرش همراه با ناصر و پدر دختر در دفتر میترا هستند؛ بنابراین همراه با دختر جوان بار دیگر از چنگ آنها می‌گریزد. میترا تلفنی به مینا می‌گوید که به خانه خاله او بروند. پس از مدتی او و سه تن دیگر از دوستان مینا به جمع آنها می‌پیوندند؛ ضمن آنکه دختر جوان را تشویق می‌کنند تا با استفاده از وکالت میترا، به ماجرای ازدواج اجباری اش پایان دهد. ناصر که همچنان سینا را در گروی خود دارد، به جستجو برای بازگرداندن همسر آینده‌اش ادامه می‌دهد. پس از تعقیب و گریزهای مکرر، سرانجام ناصر و همسر آینده اش درمی یابند که یکدیگر را دوست دارند. مینا و سینا نیز در کنار هم بودن را به جدایی ترجیح می‌دهند، هرچند جر و بحث‌هایشان تمامی ندارد. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.