Underplayed Gems

بانوی من (2002)

بانوی من poster
Directed by
Yadollah Samadi
Country
Iran
The 3D catalogue: film cases on wooden shelves, with the cat sitting at the counter next to its greeting.

The catalogue in 3D

The film shelves have a room of their own that you can walk around in. The cat behind the counter is the AI Catbot, and they pick real films from the same catalogue when you tell them what you feel like watching. Nothing is for sale, here or in there. Go in from here and this film is already out on the counter, with more like it waiting on the shelf next to it.

More films like this

How it feels

A man named Farhad works as a repairman at a store and falls in love with a widowed saleswoman named Shirin. His family wants him to marry his cousin Lili, who loves him, but he resists the arranged match. Farhad pretends to be insane to escape his father's pressure, leading to a stay in a mental hospital.

romanticcomediclightheartedfranticfamily conflictwhimsicaldetermined

What happens

بانوی من فیلمی کمدی رمانتیک به کارگردانی و نویسندگی یدالله صمدی محصول سال ۱۳۸۱ است. سال‌های دور در یک بیمارستان، دو نوزاد به دنیا آمده‌اند و بستگانشان کنار آنها هستند. پسرکی به نام فرهاد کنار یکی از دو نوزاد عکس می‌گیرد. سال‌ها بعد فرهاد و لیلی، یکی از همان دو نوزاد، بزرگ شده‌اند. آنها دخترعمو و پسرعمو هستند و خانواده هر دو اصرار به ازدواج آنها دارند، اما فرهاد مایل به این ازدواج نیست. فرهاد که به عنوان تعمیرکار تأسیسات در فروشگاه رفاه کار می‌کند دلبسته فروشنده‌ای بیوه به نام شیرین است و از او تقاضای ازدواج می‌کند. شیرین که ماجرای علاقه لیلی را به فرهاد می‌داند، این پیشنهاد را نمی‌پذیرد. فرهاد همه چیز را با لیلی در میان می‌گذارد و لیلی نیز به رغم علاقه‌ای که به او دارد، می‌پذیرد خود را کنار بکشد، اما پدر قلدر و زورگوی فرهاد بر ازدواج این دو اصرار دارد. درگیری میان فرهاد و پدرش بالا می‌گیرد و نهایتاً پدر او را از خانه بیرون و از ارث محروم می‌کند و مغازه را نیز از او می‌گیرد. فرهاد تصادف می‌کند، اما این هم باعث تغییر عقیده پدرش نمی‌شود. فرهاد خود را به دیوانگی می‌زند و در بیمارستان روانی بستری می‌شود. با مدیر و دکتر بیمارستان درگیری پیدا می‌کند و به او شوک الکتریکی می‌دهند. فرهاد که کمی حالش خوب می‌شود منبع آب تیمارستان را تعمیر می‌کند و بیماران خوشحال می‌شوند، اما همچنان با هیچ‌کدام از اعضای خانواده اش حرف نمی‌زند. لیلی به سراغ شیرین می‌رود و از او خواهش می‌کند زندگی فرهاد را نجات بدهد. شیرین متحول می‌شود، لیلی همه چیز را فراموش می‌کند و به شدت عاشق فرهاد می‌شود، و صبح روز بعد به ملاقات فرهاد می‌رود. اما با خود عکسی از دوران کودکی فرهاد را دارد که زمانی که او تازه به دنیا آمده، بر بالای گهواره اش ایستاده بود. (from Wikipedia, CC BY-SA)

More like this

This page is from Underplayed Gems. Not quite it? You can browse by genre, country and year, or take this one into the 3D catalogue and ask the Catbot for something closer.